<-BlogTitle->
|
<-BlogDescription-> |
مارا به خیر تو امید نیست،
شر مرسان...
اين مصاحبه ، يك گفتگوي پر حرف و حديثه كه در ارديبهشت امسال انجام شد كه بالاخره > پنجشنبه گذشته تو روزنامه كارگزاران چاپ شد . حرف و حديث هم باشه تا مفصل بگم.

* آن زمانی که آقای احمدی نژاد شهرداری را ترک کردند و رئیس جمهور شدند این توقع وجود داشت که رئیس جمهور یک توجه ویژه ای را به مشکلات پایتخت به ویژه در زمینه های مترو و حمل و نقل عمومی ، بافت های فرسوده ، محیط زیست و...داشه باشند ، تا چه حد این توقعات از آقای رئیس جمهور منطقی بوده ؟
صد در صد همینطور است مثلا وقتی یک استاد دانشگاه رئیس جمهور می شود ، همه انتظار دارند در رابطه با دانشگاهها تحول خاصی نسبت به بقیه بخش ها اتفاق بیافتد ، به خاطر اینکه فکر می کنند این فرد با مسائل دانشگاهی ، مشکلات و محدودیت ها بیشتر آشنااست . بنابراین اولین اقدامات او باید در مسیر همان میائل عنوان شده باشد.
مخصوصا آقای احمدی نژاد که در یک کلانشهری مانند تهران شهردار بودند و در زمان شهرداری خودشان توقعات زیادی از دولت داشتند و نکات مختلفی را در ارتباط با توقع شهرداری نسبت به دولت مطرح کردند و انتظار عمومی این بود که ایشان در ارتباط با مشکلات و پیچیدگی های کلانشهرهای کشور به خصوص تهران که از مسائل بسیار پیچیده اداره کشور است یک حرکت جدی انجام دهند به نحوی که برای مردم تهران و کلانشهرها معمولی باشد که دولت توجهی را با علم و اطلاع و با تسلطی که از قبل داشتند نسبت به کلانشهرها دارد متاسفانه این طور نشد .
*علت این مسئله را چه می دانید؟
از نظر من شاید یک بخش آن را بشود گفت ضعف دولت چراکه من فکر می کنم دولت کنونی خارج از مسائل سیاسی و آن چیزی که مربوط به سیاست ها و برنامه های دولت است که ممکن است کسانی به آنها انتقاد داشتند باشند یا موافق آنها باشند من فکر می کنم خارج از این مسائل دولت از نظر اجرایی ضعیف است.
یعنی یک مدیر خوب مکلف است کم کار کند اما کاری که می کند کار دستی باشد با راندمان بالا که دولت فعلی در عین حال که انصافا دولت پر کاری است متاسفانه دولت ضعیفی است و خود این دولت در بدو تشکیل خودش را از مجموع تجربه انباشته شده در طول 27 سال بعد از انقلاب محروم کرد ، یعنی با یک حرکت ضربتی جمع بزرگی از کارشناسان ، مدیران و مشاوران در دستگاههای مختلف را به شکل های مختلف از سیستم خارج کرد، بعضی ها به اسم بازنشستگی و بعضی ها از طریق سلب مسئولیت و ایحاد دلسردی در آن ها.
* یعنی شما علاوه بر ضعف اجرایی دولت معتقدید که نیروهای بکارگرفته شده در دولت نهم نیز ضعیف هستند ؟
تقریبا همینطور است ، متاسفانه تیمی که وارد دولت شد تیم قوی نبود که بتواند یک مجوعه مدیریتی با ااین همه مشکلات و با این همه پیچیدگی ها را عهده دار شود ، لذا من فکر می کنم کلید معمای تغییر و تحولات فراوان در دولت در سطوح مختلف از وزیر و معاون رئیس جمهور گرفته تا سطوح پائین تر را باید در همین مسئله دید ، چون دولت نیروهایی که به کار گرفت نیروهای ضعیفی بودند طبیعتا بعد از مدتی با آنها به بن بست می رسید و رئیس جمهور و مسئولان بالاتر مجبور می شدند درصدد تغییر آن نیروها عمل کنند.
البته نیروهایی می آمدند که شاید نسبت به آن نیروها ضعیف تر بودند شما اگر وضعیت بانک ها در حدود 3 سال گذشته مشاهده کنید می بینید هر بانکی به طورمتوسط دوبار هئیت مدیره اش عوض شده است وفکر نمی کنم این مسئله نه تنها در ایران بلکه در هیچ جای دنیا سابقه داشته باشد لذا می خواهم بگویم این است که چون دولت ضعیف بود نتوانست آن بخشی از خواسته ها را که خودش هم که به آن اعتقاد داشت انجام دهد.
*به نظر می رسد ، بی توجهی به مسائل پایتخت علاوه بر مسائلی که عنوان کردید ریشه در یک سری اختلاف ها دارد که متأسفانه دیگر در قابل اختلاف نظر و سلیقه نمی گنجند و تا آنجا عیان می شود که برخی مسئولین دولتی به صراحتا می گویند به شهرداری تهران اتوبوس نمی دهیم ، ارزیابی شما از این وضعیت و علت آن چیست؟
* شما به عنوان عضو شورای شهر تا چه حد مجموعه شهرداری را در مورد مسائل عنوان شده پیرامون اختلاف با دولت محق و چقدر شهرداری را مقصر می دانید ؟
من در حدی که در جریان مسائل و مشکلات فی ما بین شهرداری و دولت هستم می گویم اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم آقای قالیباف حرکتی در جهت تشدید اختلافات با رئیس جمهور انجام ندادند بلکه این از طریق دولت بود که مرتبا در موارد مختلف سعی شد تا همکاری لازم با شهرداری تهران صورت نگیرد.
* در این زمینه اعتبارات حمل و نقل عمومی و توسعه ناوگان جزء اختلافات اساسی و مستمر بین دولت و شهرداری بوده و دو طرف هم خود را مدعی می دانند ، به نظر شما حقیقت موضوع کدام است ؟
مسئولین شهرداری تهران همواره اطلاعات و آماری به رسانه ها و شورای شهر ارئه کرده اند ، البته دولت هم در جاهایی این مسئله را نفی کرده و مطالب دیگری گفته ولی آنچه اعداد و ارقام نشان می دهد حق با شهرداری است .
* نقش شورا در این بین چیست ؟ با توجه به نظر شما، آیا اعضای شورا به عنوان نمایندگان مردم تهران نمی خواهند حق این شهررا از دولت مطالبه کنند؟
من به طور مثال می گویم در 18 دی ماه سال 86 شورای شهر مصوبه ای داشت که در آن مصوبه از دولت در خواست کرده تعهداتی که نسبت به شهرداری تهران داشته را انجام دهد که بندهای مختلفی این مصوبه دارد که درخواست شده در قانون بودجه سال جاری کشور ، بودجه مورد نیازمترو ، اتوبوسرانی، بافت های فرسوده و ... پیش بینی شود ، یک بند دیگر از دولت خواسته شده سهم دولت از یارانه بلیت مترو ( هزینه جاری ) که 5/37 میلیارد تومان است پرداخت کند و این مسائل باید در قانون بودجه 87 لحاظ شود و در بند دیگر از دولت خواسته شده سهم شهرداری تهران را از محل صرفه جویی سوخت که در قانون پیش بینی شده در سال 87 پرداخت کند که چیزی حدود 120 میلیارد تومان است .
ضمن آنکه در ماده دیگر این مصوبه از دولت خواسته شده اقساط تسهیلات مالی خریدهای خارجی مترو را که باز قانون تعیین کرده که دولت باید پرداخت کند را بپردازد ، این مصوبه در سه صفحه است و خود این مصوبه نشان می دهد که دولت سهم شهرداری را پرداخت نکرده است والا شورا چرا باید چنین مصوبه ای می داشت .

|
|
این مصوبات به دولت منعکس شده اما دولت به هر دلیلی تا کنون اقدامی نکرده است ، من نمی دانم در بودجه 87 وقتی به این تقاضای شورای شهر تهران گذاشته خواهد شد یا نه و نکته آخر اینکه توسط اعضای شورا این موضوع مطرح شده که مسئول تبصره 13 که در واقع مسئول اصلی ارتباط با شهرداری هااست به شورا دعوت شود و در حضور مسئولان شهرداری موضوع بحث شده و شورای شهر در نهایت به یک نتیجه نهایی برسد که در ارتباط با حل این مشکل متاسفانه تا کنون مسئولان تبصره 13 چه آن زمانیکه آقای محرابیان بودند و چه بعد از ایشان که آقای هاشمی مسئولیت دارند تا کنون در شورای شهر حاضر نشده اند تا به اعضای شورا در خصوص ابهامات موجود جواب دهند که این مسئله خود به این معنا است که خود دولت می داند که در یک جمع کارشناسی که بخواهند به صورت منصفانه مشکلات بین شهرداری و ودولت را بررسی کنند نمی تواند از از پس موضوع بربیاید و از خودش دفاع کند لذا از حضور در جلسه استنکاف می کند.
*با توجه به تغییر و تحولات در شورای سوم اتفاق افتاد این امید وجود داشت ارزیابی دقیقی از عملکرد شهرداری در دوره قبل ارائه شود یکسری ابهامات به خصوص در مسائل مالی و اجرایی وجود داشت آیا شورای سوم این ارزیابی را انجام داده ؟ و اگر این کار انجام نشده به چه دلیلی است ؟
نه متاسفانه باید بگوییم این ارزیابی به طور دقیق از سوی شورای سوم انجام نشده و و دو علت اصلی هم داشته ، علت اول این بوده که اصولا بعضی از اعضای شورا و به خصوص رئیس شورا خیلی علاقمند نیستند آن بسته سربسته مربوط به عملکرد شورای دوم و شهرداری در مدیریت آقای احمدی نژاد باز شود و لذا در مواردی که ما پیشنهاد بررسی عملکرد آن دوره را کردیم با سردی و به طور منفی با قضیه برخورد کردند.
*مسائل را خیلی کلی عنوان کردید ، مصادیقی هم در مورد ابهامات دوره مدیریت آقای احمدی نژاد برشهرداری تهران دارید که بتواند صحبت های شما را به نوعی تأیید کند؟
بله ، مثلا بحثی که بارها در مطبوعات و محافل مختلف مطرح شد که همان 320 میلیارد تومان هزینه های بدون سند در زمان آقای احمدی نژاد است ، این بحثی است که خوب بود اگر رسیدگی می شد و معلوم می شد از این 320 میلیاد تومان چه میزانی در جای درست هزینه شده است چه میزانی که از نظر قانون خلاف است ، ولی متاسفانه هیچ وقت اسناد مربوطه در اختیار ما قرار نگرفت به این دلیل که شورا اصراری برای بازد شدن آن مسائل نداشت .
|
|
در یک بررسی اجمالی چون ما نمی توانیم نظارت دقیق داشته باشیم به دلیل فقدان اطلاعات لازم به نظر می رسد بخش عمده ای از عملکرد سه ساله آقای احمدی نژاد در شهرداری تهران عملکرد قابل دفاعی نبوده است چه در ارتباط با انجام پروژه های از نظر سرعت زمانی که با تاخیر مواجه بود و چه از نظر تصمیماتی در اجرای پروژه های جدید که کارشناسی نبوده و چه در ارتباط با فعالیت های که اجتماعی فرهنگی شد که نمونه بارز آن پرداخت وام به زوج های جوان تهرانی بود که در بررسی های انجام شده مشخص شد بخش عمده پول هایی که متعلق به مردم تهران است و باید برای اداره شهر تهران مصرف شود و در قابل وام ازدواج پرداخت شده پس از مدت مقرر بازپرداخت نشده است. ضمن آنکه صندوق طرف قرار شهرداری با مشکل این وام را بر گرداننده در یک ارزیابی اجمالی می توان گفت که این دوره سه ساله دوره خوبی برای شهر تهران نبوده است .

*با این همه می شود این امید را داشت با اتمام این دوره ریاست جمهوری نکات مبهم عنوان شده هم روشن شود؟
خیلی خیلی بعید می دانم چون خیلی از مسائل در کشور هست که در وقتی که مطرح می شود یک موج هیجانی در کشور به وجود می آورد و همه درصدد روشن شدن مطلب و توضیح مسئله به افکار عمومی هستند اما بعد از چند ماه فراموش می شود و یک خاکستر فراموشی بر روی آن می نشیند . نمونه های زیادی هم در بین شهرداری و غیر از شهرداری هم وجود دارد که بهر حال در زمان خودش مردم خیلی نسبت به آن حساس شدند اما بعد از یک مدتی مسئله فراموش شده است. من فکر می کنم بعید است که کسی به این مسائل برگردد و آنها را مورد بررسی قرار دهد.
*سال که شروع شد خیلی ها این امید را داشتند که این اختلاف ها به پایان می رسد ادامه این وضعیت چه آینده ای را پیش روی تهرانی ها می گذارد؟
دو تا مسئله است یکی اینکه اگر هماهنگی باشد و حسن نیت شرایط مردم تهران قطعا از جمیع جهات بهتر از آنچه که امروز هست خواهد بود و لذا ما باید تاسف بخوریم که چرا از این همه پتانسیل و توانایی ها در جهت هم نوایی و هم گرایی به نفع مردم استفاده نمی شود ، این مسئله اول است که هم اعضای شورا وهم مسئولین شهرداری و هم مسئولان دولتی پیش وجدان خودشان جواب بدهند که آیا آنچه که در توانشان هست برای بهبود وضعیت زندگی مردم تهران انجام دادند یا نه و اگر این پاسخگویی را در مقابل وجدان خودشان نداشته باشند به هر حال روزی در درگاه الهی باید این جواب را بدهند و خوب است که از هم اکنون به فکر پاسخ باشند
* رابطه بین شورا و شهرداری در حال حاضر به چه صورتی است ؟ آیا هماهنگی لازم بین این دو دستگاه وجود دارد ؟
من فکر می کنم هم اکنون در شورای شهر هماهنگی نسبی وجود دارد و یک هم نظری نسبی درباره مسائل اساسی تهران هست ثانیا یک هماهنگی بین شورای شهر و شهرداری و به خصوص شهردار محترم وجود دارد و ثالثا یک توانایی در شهرداری و تیم مدیریتی آنها هست در نتیجه شهر تهران با این سه آیتم قادر خواهد بود بخشی از مشکلات مردم را حل کند و فکر می کنم در یک سال گذشته که از عمر شورای سوم می گذرد مردم تهران از شهرداری و عملکرد شورا ناراضی نبودند اگر نگوئیم راضی هم نبودند ولی ناراضی هم نبودند .
* یعنی در کل ارزیابی شما از عملکرد شهرداری و شورا در دوره فعلی مثبت است ؟
در این مدت از جانب شهرداری یا شورای شهر اشتباه فاحشی رخ نداده است که مردم را نگران کند که اگر این را مقایسه کنید با عملکرد دولت فکر می کنم که روشن است که در سال گذشته به هر حال عملکرد دولت در موارد متعددی مردم را عصبانی کرده مثلا تغییر ساعت کار بانک ها و بعد برگرداندن آن به وضع قبلی ، مسئله حذف سرویس کار کارمندان دولت و حذف غذا و باز بازگرداندن آن ، مسئله گاز رسانی در ایام زمستان و مشکلات ناشی از آن و عدم پاسخگویی دولت و مسئله گرانی ها .
اگر به زبان شوخی بخواهیم بگوئیم الان زبان حال مردم نسبت به مدیران کشوری اینگونه است که مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان ..همین که ما به مردم تهران شری نرساندیم چه در ارتباط با عملکرد شهرداری چه در ارتباط با عملکرد شورا فکر می کنم در حد خودمان وظیفه خود را انجام دادیم البته این مردم لایق خدمات خیلی بیشتری هستند ولی به خاطر برخی از ناهماهنگی ها و ضعف هایی که در سیستم های فعلی مدیریتی وجود دارد با کمال شرمندگی باید گفت آنچه که لایق مردم بوده چه در دولت و شورا وچه در شهرداری انجام نشده است .